أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
313
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 170 ] يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْراً لَكُمْ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ( 170 ) حقّ تعالى به اين آيت با جملهء مكلّفان از جهودان و ترسايان خطاب كرد بر سبيل عموم و گفت : اى مردمان بشما آمد رسولى معلوم كه شما و همهء جهان طالب او بوديد « 1 » و بشما كتابى حقّ و دينى درست آورد به دو ايمان آوريد تا شما را بهتر بود و اگر كافر شويد خداى راست آنچه در آسمانها و زمينها است يعنى كفر شما او را زيان ندارد و در ملك او نقصانى نيارد و او عليم است و دانا باحوال شما ، حكيم در معامله ، با شما آن كند كه حكمت وى اقتضا كند و مصلحت در آن بود . [ سوره النساء ( 4 ) : آيه 171 ] يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلاً ( 171 ) خطاب مىكند با جهودان و ترسايان و ميگويد كه : اى اهل كتاب در دين و ملّت خود غلوّ مكنيد و از حدّ درمگذريد بعضى مفسّران گفتند كه : آيت در ضروب و اصناف ترسايان آمد از نسطوريان و يعقوبيان و ملكائيان و مرقوسيان و ترسايان نجران ، ايشان را فرمود كه : در دين غلوّ مكنيد و بر خداى تعالى جز از حقّ مگوئيد يعقوبيان گفتند كه : عيسى خداست . نسطوريان گفتند كه : پسر خداست . مرقوسيان گفتند كه : ثالث ثلاثة اقنوم الاب و اقنوم الابن و اقنوم روح القدس ؛ باقنوم اب خداى را خواستند ، و باقنوم ابن عيسى را و باقنوم روح القدس جبرئيل را ، آنگه اين سه يكى شدند يعنى بر خداى اين محالات و ناسزا روا مداريد و مگوئيد ، بدرستى كه مسيح عيسى مريم رسول خداست . مسيحش از آن گفت كه : از مادر بزاد بروغن اندوده و گفتند : از بهر آنكه ختنه كرده بود ، و گفتند : از بهر آنكه در زمين بسيار رفتى چون زمين پيماى بود و دجّال را « مسيح » خوانند از بهر آنكه چشم راست وى ممسوح است و كلمهء
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى و بعضى نسخ معتمدهء ديگر : « بودى » طبق اصطلاح ابو الفتوح در تفسير خود .